كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

771

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

بيت چون كشد بهرام روز رزم تيغ انتقام * مشترى را چادر زهره به جاى طيلسان است آن حضرت شرايط حزم مرعى داشته به حفر خندق و حصار چپر اشارت فرمود چنان‌كه پيشتر مذكور شد « 1 » و خارهاى خسك بزرگ از آهن ساخته بودند كه هنگام حملهء فيلان پيادگان در راه ايشان فشانند و خود آفتاب فتح و دولت از مطلع سعادت به نوعى برآمد كه هيچ يك ازينها به كار نيامد و چون لشكر جانبين و تلاقى طرفين نزديك رسيدند چنانچه عادت سعادت آثار آن مؤيّد كامكار بود به قدم صدق پياده شده مصلّا بر روى خاك انداخت و دو ركعت نماز با هزار نياز گزارده و دوگانه از براى يگانهء حقيقى به جاى آورده از بخشندهء بىعلّت ظفر و نصرت خواست و درين حال امرا كه در منغلا بودند در خاطر آوردند كه آن حضرت « 2 » صاحب دولت است باشد كه جمعى به مدد ما فرستد و آن حضرت از نماز فارغ شده و عرض نياز به حضرت كارساز فرستاده بر حسب ارباب الدول ملهمون حكم فرمود كه از لشكر قول على سلطان تواجى و الطون بخشى و پسر موسى ركمال با چند قشون به مدد امير شيخ نور الدين و امير شاهملك و امير اللّه داد كه منغلا بودند رفتند و منغلا را دل قوى شده به اميد تمام روى به جنگ آوردند و صورت حال و شرح آن محاربه و قتال چنان بود كه هردو لشكر چون دو بحر اخضر در جنبش آمدند . نظم به جنبش درآمد دو لشكر چو كوه * از آن جنبش آمد زمين را ستوه

--> ( 1 ) . ظف : و در پيش خندق گاوميشان را پهلوى هم داشته گردنها و پايهاى ايشان را به چرم گاو بر هم بندند و خارهاى . . . » ( ج 2 ص 79 ) . ( 2 ) . ظف : « . . . در خاطر گذشت كه اگر حضرت صاحب‌قران از لشكر قول بر انغار ما بندگان را مدد فرستاد نشانهء قوّت دولت و بشارت فتح و نصرت باشد . » ( ج 2 ص 80 ) .